الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )

110

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

بدار » « 1 » . ( 1 ) 3 - « يعلى بن مره » روايت كرده : همراه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به سوى يك ميهمانى مىرفتيم كه ما را به آن دعوت كرده بودند ، ناگاه حسين را ديديم كه در كوچه‌اى بازى مىكرد ، پس پيامبر صلّى اللّه عليه و آله پيش رفت و دستهايش را گشود ، آن طفل ، اين طرف و آن طرف فرار مىكرد و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با او مىخنديد تا اينكه او را گرفت و يك دست خود را زير چانه‌اش قرار داد و دست ديگرش را روى سر او گذاشت « 2 » پس او را بوسيد و گفت : « حسين از من است و من از حسين هستم ، خداوند دوست بدارد هر كس را كه حسين را دوست بدارد ، حسين سبطى از اسباط است . . . » « 3 » . ( 2 ) پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با اين حديث شريف ، ميزان ارتباط عميق ميان خود و ميان فرزندش را مدلل ساخت و گمان قويتر آنكه آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله با گفتهء خود « حسين از من است » ، رابطهء نسبى ميان خود و او را در نظر نداشته بلكه امر ديگرى را كه دقيق‌تر و عميق‌تر مىباشد ، مورد نظر آن حضرت بوده است ؛ زيرا وى در برگيرندهء روح ، هدايت و جهت‌گيريهاى عظيم آن حضرت بود . او اصلاح انسان و بالا بردن وى و پيشرفت عوامل زندگى او بر اساس ايمان به خداوند را مد نظر داشت كه همهء مفاهيم خير و صلح در زمين را در بر دارد . ( 3 ) همچنين آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله با گفتهء خويش « و من از حسين هستم » اين

--> ( 1 ) حاكم ، مستدرك 3 / 177 . و در نور الابصار ، ص 254 لفظ حديث چنين است : « خداوندا ! من او را دوست دارم و دوست دارم هر كس را كه او را دوست داشته باشد » . ( 2 ) و در روايتى « پس يك دست خود را زير كمر او قرار داد و دست ديگر را زير چانه‌اش گذاشت و دهن بر دهانش نهاد در حالى كه مىفرمود : حسين از من است . . . » . ( 3 ) ابن ماجه ، سنن 1 / 51 . احمد بن حنبل ، مسند 4 / 172 اسد الغابة 2 / 19 . تهذيب الكمال ، 6 / 401 . تيسير الوصول 3 / 320 حاكم ، مستدرك 3 / 177 . انساب الاشراف ، ج 3 / 142 .